سه شنبه بیست و هشتم دی 1389
اتل متل پيازه پوست... (عاشقانه تالشی)
من هم گاهی جوابش را با چندبیت شعر عاشقانه و طنز میدهم :
این اس ام اس را هفته قبل برایش دادم :
اتل متل پيازه پوست ، از ت دارم خیلی دوست ...
ادامه مطلب
چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
داستان طنز مسجدی در دوردست ....
ولی دیگه فکر کنم همه چیزایی که توی شعر گفته بودم واسه مردم عیان شده و جهت تفریح و طنز هم که باشه بدنیست این شعر رو بخونید :
........
يادش بِخِير مسجدِمون قشنگ بود
حاجيِ اون ، ساده دل و يِرَنگ بود
هرچي بگم از خوبيهاش ، كَمِه ، كم
پيشِ يمِ تواضعاش ، نَمِه ! نم
مردمِ شهر باحاجيمون خوب بودَن
اونوَقتا ، روحانيا محبوب بودَن........
ادامه مطلب
چهارشنبه نوزدهم آبان 1389
تقدیم به آنکس که دوستش دارم ...
غصه و درد و غمت را چال كرد
كاش ميشد با كنارم بودنت
كوه غم را كمتر از مثقال كرد
كاش ميشد روز بي تو ماندنم
را كمي كوته تر از يك سال كرد
كاش ميشد روز وصلت را گلم
امروزوفردا يا زمان حال كرد
دوشنبه سوم آبان 1389
داستان "م م" !
بگذریم ....!!!
خیلی ها هم هنوز مفهوم دقق"م م" رو درک نکردند ! واسه همین مجبورم "م م " رو بطور دقیق شرح بدم :
م م : مرد ميليونر، مهربان ولي مضطربي كه مجرد بود اما مشورت نكرد و متاسفانه مرارتهاي متعددي را متحمل شد تا متاهل شود و مدتي قبل مفلوك و عاقبت مقروض مرد!
چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389
حالا که شدم قاطی مرغان....
انصافا هیچکس جزخدا خیر و صلاح انسان را نمیخواهد و اگر بخواهد امری را مقدر کند آنچنان سریع و دقیق عمل میکند که بنده هایی چون من از درک نعمت و بجا آوردن شکر آن نیز غافل می شویم !
هروقت کار را به او سپردم بهتر از آنچه میخواستم نتیجه گرفتم و هروقت نهایت تلاش خودرا کردم اما توکل را فراموش نمودم ، رنج بیهوده کشیدم و به مقصودم نرسیدم .
بگذریم ....
فکر کنم دوسالی از این دوبیتی که برای یکی از دوستان تازه دامادم گفته بودم میگذرد :
از وصل به مرغان عقب هستم
عمریست خدایا عذب هستم
از عاقبت "ز ذ " مردان
در ترس و مدام در عجب هستم !
و اما ....
اکنون که دستمان را در حنا کرده اند و برگردنم طوق تاهل گذاشته اند! اینچنین میگویم که :
حالا که شدم قاطی مرغان
فارغ شدم از فیض رفیقان
فوتسال و تجارت همه ممنوع !
باید که شوم "م م " جانان !
** "ز ذ" : به معنای زن ذلیل و "م م" به معنای مرد مهربان است ( البته مورخان گویند "زذ" و "م م" یکی اند و فرقی بین این دو نیست )!!!
** فوتسال رو البته هنوز ترک نکردم و بعید میدونم بتونم ترکش کنم !
سه شنبه سی ام شهریور 1389
چگونه بدون هزینه لذت ببریم
2. سعي كنيم بيشتر بخنديم.
3. تلاش كنيم كمتر گله كنيم.
4. با تلفن كردن به يك دوست قديمي، او را غافلگير كنيم.
5. گاهي هديه هايي كه گرفتهايم را ...
ادامه مطلب
سه شنبه سی ام شهریور 1389
نامه ای از طرف ....
ادامه مطلب
سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389
موزو عنشاء : عضدواج !
هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک زن خوب می گیرم
تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است
حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی ...
ادامه مطلب
پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389
اوايل ، ماه بود اما اواخر /// به قلب پاره پاره زخم کاري!
او هم در جوابم چندبیتی البته ویرایش نشده و در واقع نثر وار برایم فرستاد .
امروز در راه برگشت به خانه . داخل اتوبوس بودم که ، این ابیات را اصلاح کردم و حاصل چنین شد :

در و دشت و دمن دنبال یاری
به هرکس که رسیدم ، هر نگاري
اوايل ماه بود اما اواخر
به قلب پاره پاره زخم کاري!
یکی دربند عشوه ....
ادامه مطلب
دوشنبه شانزدهم فروردین 1389
معنی عشق
امشب میخوام با شعرم ، عشقمو معنا کنم
پرونده ی عاشقی ، رو با ، دل امضا کنم
شاید بتونم این بار ، حتی واسه یه لحظه
خودم رو و یادمو ، تو دلتون جا کنم
خوبیهاتو ببینم ، بدیهامو نبینی......
ادامه مطلب
