تبليغاتX
اشعار دست و پا شکسته من : آقای راحت

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

مجرد بودم و سرخوش به دنیا !

استاد نارت سروده جدیدش را برایم فرستاد ، او که دائم به من میگوید چرا ازداواج نمی کنی ، حالا اینقدر مینالد از تاهل!!!  قضاوت با شما :

 دلم را با دلت درگير كردي
مرا از زندگاني سير كردي
مجرد بودم و سرخوش به دنيا
 تو با آن خطبه من را پير كردي
نبين اين .....

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آقای راحت در 20:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه شانزدهم آبان 1388

پیامک

آقا مجتبی ،از دوستانی که مدتی است کمتر میبینمش ، هر چند وقت یکبار پیامکی برایم می فرستد .آخرین پیامکش این بود :

سرم خاک کف پای رفیق است

             دلم مجنون صحرای رفیق است

بهشت ارزانی خوبان عالم

               بهشت من تماشای رفیق است

من هم در جواب این دوبیتی را برایش فرستادم که :

چون تماشای شما مقدور نیست

                روزگار چون بهشتم ، از جهنم دور نیست

هر چه گشتم تا رفیقی یابم دریغ

                در شب دلتنگی من هر رفیقی نور نیست

نوشته شده توسط آقای راحت در 8:15 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه پنجم آبان 1388

باران شدید رشت

دیروز شدت باران بقدری بود که تعدادی از خیابانها را تا زانو آب گرفت ! و حدودای ساعت 6 تقریبا تمام خیابانهای پرتردد قفل شده بودند ! من هم مجبور شدم مسیری طولانی را پیاده حرکت کنم و حتی یکبار بالاجبار کفشها را درآوردم و پاچه شلوار را بکشم بالا تا بتوانم از یکی از کوچه ها رد شوم !!

به هر حال زیر نم نم ! بارون این سه بیت بدنیا اومده!! :

چه حالی میده شرشر بارون
شنا تو کوچه ، توی خیابون

شده قیامت ، رشت شده دریا
گیر افتادم من ، بعدازظهر اینجا

کفشا تو دستم ، پاها برهنه
آخه نداشتم نه چتر  نه چکمه !

** و وقتی این ابیات رو برای یکی از دوستانم مسج کردم در جواب من اینطور داد که :

ماهی که دیدی برا  ما بیار
اگر که میشه باشه خاویار

سرشو بزن ، دمشو بزن ، گوشتشو بیار
چه حالی میده ماهی با خیار !!!

نوشته شده توسط آقای راحت در 7:44 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388

ماشين شعرم خرابه ولي...

چهره ی زيبا  زياده ولي
           رفيق!،صداقت، سرابه ولي

حالا كه اينبار حوصله دارم

           ماشين شعرم خرابه ولي


پياده ميشم ،آهسته ،آروم

           توي فايرفاكس،يا گوگل كروم*

تو باكس سرچش تايپ ميكنم كه

           صداقت اصله يا ظاهر؟كدوم؟


ميدم بگرده تو دلهايي كه

           مثل يه دريان يا اونايي كه

فاصله دارن با بي وفايي

           گشت و نشون داد نتيجه اينكه


داداش صداقت ظاهر نداره

           واسه همينه كه كم مياره

اما ظواهر قربونش برم

           برعكس شعرم قافيه داره!

(راحت)

*گوگل کروم : همان مرورگر جدیدی که توسط گوگل عرضه شده google chrome

نوشته شده توسط آقای راحت در 9:29 |  لینک ثابت   • 

شنبه چهاردهم شهریور 1388

آخه شادوماد شعر ما / نخبه كه بود چندوقت ديگه حاجيه...

این اواخر بگی نگی مشکوک شده بود !! قرار بود هفته بعد هم بره حج . خلاصه چند روزی هم مرخصی استعلاجی گرفت ، بخاطر کلیه اش .بعدها فهمیدم ازدواج کرده . با یک خانم روانشناس و مثل خودش نخبه و البته از خانواده ای مذهبی و سرشناس

و من هم بیکار ننشستم و برایش شعری گفتم :

-آقا محمود كه چند وقته مريضه
                       فكر كرده كه خيلي زرنگ و تيزه
كليه رو بهونه كرده كلك......


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آقای راحت در 11:53 |  لینک ثابت   • 

جمعه سیزدهم شهریور 1388

عاشق خیالی!!

همه شعرها و گفته ها رو البته نمیشه در وبلاگ گذاشت ولی خب ...
این ابیات خیالی رو دلم نیومد نذارم .... :

گفتم كه خيلي ماهي
فكر كرد واقعا تكه
دوسِت دارم حسابي
گفتش هنوز تو شكه!

گفتم فقط تو هستي
كه همكُف من استي.....

ادامه مطلب
نوشته شده توسط آقای راحت در 12:30 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388

پسرعمو

یک پسرعمو بیشتر ندارم و او را هم کم می بینم .

چند شب پیش پس از مدتها مهمان ما بودند و این هم شعری است که پس از مهمانی گفته :

زندگی جاریست
با من و تو
بی من و تو
با ما.........


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آقای راحت در 19:33 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم شهریور 1388

سرود رسمی تشکیلات راه سبز امید(رسا)

زکاخ سفید آمدست این نوید
                      که آماده شد راه سبز امید

بهشت این زمان بی گمان جای ماست
                  که شعبان بی مخ نگهدار ماست
به امّید بی بی سی قهرمان
                      به یاری اوباش رذل زمان
بُود گردن سبزمان بس کلفت
                    زنم دلبخواهی همی حرف مفت
دگر گشته پر کاسه ي صبرمان
                     که پوسیده باشد همی عقلمان
ز جا برکنم نام ایران زمین
                      بود معنی راه سبزم همین!

نقل از http://mohabbat1362.blogfa.com

نوشته شده توسط آقای راحت در 13:31 |  لینک ثابت   • 

شنبه سی و یکم مرداد 1388

نه سخنگوی رئیس‌جمهورم و نه در ستادی سبز شده‌ام

می‌توانستیم
در صف‌های نان
قرارهای عاشقانه بگذاریم
در فروشگاه‌های بزرگ، قایم‌باشک بازی کنیم
و در کارخانه‌ها شعر بخوانیم
اگر غم نان نبود
اگر ....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آقای راحت در 11:24 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و چهارم مرداد 1388

ميان دفتر مغشوش ايام / بدي هايي كه يارم كرد دارم

استاد نارت دیشب با من تماس گرفت . شعر بسیار زیبایی برایم خواند و البته اگر شارژ باطری گوشی اجازه میداد شاید بیشتر میتوانستم از اشعارش لذت ببرم .

این چند بیت زیبا کار جدید ایشان است :

اگرچه سينه اي پر درد دارم
و روحي دائما شبگرد دارم

اگر در خواب هر شب يك نفر را
كه ميگويد به من:برگرد دارم

اگر چه در خيالم ماهتابي
بدون ذره نوري..سرد دارم

و حتي در ميان سفره عيد
هميشه سبزه هاي زرد دارم

ميان دفتر مغشوش ايام
بدي هايي كه يارم كرد دارم

تمام هستي ام دلخوش به اينم
كه يك عده رفيق مرد دارم...
وبلاگ استاد نارت

نوشته شده توسط آقای راحت در 8:49 |  لینک ثابت   •